چکیده
روششناسی تفسیری با تمایزگذاری میان پدیدههای انسانی و طبیعی، بر این اصل استوار است که مسئله جامعهشناسی دین، بعد ذهنی و معنایی صورتهای تجلییافته دین در تاریخ، جامعه و رفتار انسانهاست. این الگو، بر خلاف الگوی اثباتی که به منشأ دین و کارکردهای آن در سطح کلان جامعه توجه دارد، به ارزیابی ماهیت نمادها و اعتقادات دینی و نقش آنها در معنابخشی به زندگی فردی و اجتماعی میپردازد. پژوهش حاضر با رویکرد تفسیری کلیفورد گیرتز، به مطالعه موردی نخلگردانی در روستای ابیانه پرداخته، ضمن بهرهگیری از دو روش توصیف مختصر و فربه مناسک، به بازنمایی معانی آگاهانه و نمادهای پنهان نخل اشاره میکند.
مهمترین روشهای جمعآوری اطلاعات در این مقاله، روش مشاهده مشارکتی، مصاحبه و روش کتابخانهای است و خروجی پژوهش، بیان میکند که نخل به مثابه تابوت امام حسین(ع) در بستر حیات اجتماعی و زندگانی مردم ابیانه، معنایی فراتر از آنچه در عالم واقع وجود دارد را با خود حمل میکند و نمادی از مفاهیم آزادگی، شفابخشی، رستاخیز و بازگشتی جاودانه به اصل واحد را به خود گرفته که در گذر زمان فرسوده نشده، بلکه عاملی برای حفظ تبار، بزرگداشت عناصر طبیعت و بازتولید تقدس اماکن مذهبی در پهنه باورها و مناسک شیعی بوده است.
کلیدواژه ها
نمادهای دینی؛ مناسک شیعی؛ رویکرد تفسیری گیرتز؛ معناکاوی؛ نخل؛ ابیانه
مقدمه
قرآن کریم، آداب و شعائر دینی را جزء قابلیتهای همه امتها میداند «لِکُلِّ أُمَّه جَعَلْنَا مَنْسَکًا هُمْ نَاسِکُوهُ» (حج: 67)؛ «ما برای همه [اقوام و جمعیتها] محل مناسک و آیینی معین ساختیم که آنها به جا میآورند». (تقیزاده داوری، 1388، ص78) در مطالعات انسانشناسی و جامعهشناسی دین، مطالعه شعائر و مناسک دینی، اهمیت ویژهای دارد؛ چنانکه دورکیم مناسک دینی را برای زندگی اخلاقی، همان قدر ضروری میبیند که خوراک برای رشد بدن ضرورت دارد. (همیلتون، 1387، ص205)
آیین سوگواری محرم از جمله باشکوهترین و فراگیرترین مناسک شیعی در جامعه ایران به شمار میآید که در قالب آیینی فراگیر در زندگی اجتماعی شیعیان از دیرباز جایگاه مهمی داشته و در هر منطقهای از ایران، با توجه به فرهنگ خاص آن منطقه، با جلوهها و شیوههای خاصی ظهور نموده است. مردم در این مناسک، علاوه بر انتقال پیام خود در قالب گفتار، ابزارهای نمادین را یکی از بهترین شیوههای انتقال مفاهیم در نظر میگیرند. وجود علایم نمادین در این مراسم، از آن جهت اهمیت دارد که در نوعی زمینه و خاطره تاریخی ـ حماسی جای دارد و دیدن آن، خاطرات دینی و حوادث جانبی آن را تداعی میکند.
ابزارهای نمادین، مانند آیینهای هستند که از ورای تاریخ، تصویر حوادث را برای مخاطبان آشکار میسازند. نخل از جمله این ابزارها به شمار میآید که متضمن معانی متعددی است که به صورت مجموعهای منظم و با نشانههای بصری، ذهن هر مخاطبی را به سوی رمزگشایی هدایت میکند. وقتی به یک نخل به عنوان نماد دینی نگاه میکنیم، میبینیم که عناصر بهکاررفته در آن، علیرغم آنکه بهسادگی در کنار هم قرار گرفتهاند، ناهمگون و ناموزون انتخاب نشدهاند، بلکه هر کدام، بخشی از باورهای فرهنگی ـ مذهبی مردمان یک دیار هستند که در نخل نمود و تجلی یافتهاند.
نخلهای مناطق مختلف ایران، از نظر ساختمان، اندازه، جنس، وسایل تزیینی و در نهایت نحوه تزیین، با هم تفاوت دارند و این خود نشاندهنده تفاوت فرهنگ مخاطبان این نماد دینی است. نخلهای ابیانه نیز از این امر مستثنا نیستند و ابیانه را به یکی از مراکز پرمعنا و شگفتانگیز در حوزه نخلگردانی بدل کردهاند.
تحقیقات پیشینی که درباره نخل و نخلگردانی در حوزه علوم اجتماعی انجام گرفته، (بلوکباشی، 1380؛ جمشیدی گوهرریزی، 1389؛ لطیفی و حجیزاده بهمدی، 1390؛ محمدپور و شاهیزاده،1390) بیشتر بر جنبههای توصیفی و کارکردی نخلگردانی تأکید داشته و کمتر به معناکاوی مراسم پرداخته است؛ لذا در پژوهش حاضر، سعی شده با تأکید بر رویکرد تفسیری کلیفورد گیرتز، به کشف معانی آگاهانه و پنهان نخل و مناسک نخلگردانی در ابیانه پرداخته شود. بدین منظور، از روش مشاهده مشارکتی، مصاحبه و روش کتابخانهای برای جمعآوری گزارشها استفاده شده است.
اول: تعریف مفاهیم
1. نمادهای دینی (Religious Symbols)
نماد (symbol) عنصری است که معانی عمیق و متعددی را به صورت سربسته و متراکم در خود ذخیره میسازد؛ به نحوی که جز از طریق رمزگشایی و تفسیر، به مفهوم و مقصود نهفته در کنه آن نمیتوان دست یافت. (شجاعی زند، 1378، ص282) به تعبیر گیرتز،
نمادها عناصری هستند که ایدهها را حمل و به مردم منتقل میکنند؛ از این رو، اشیایی همچون چرخ عبادت (Prayer Wheel) بودایی، حادثهای چون تصلیب عیسی مسیح(ع)، آیینی چون مراسم تکلیف پسران یهودی (Barmitzvah) و یا هر عمل آیینی همراه با حرکات و اشارات خاص و اموری از این قبیل که در هر دین، مجموعهای از آنها به گونههای مختلف وجود دارد، نمادهایی هستند که معانی مشخصی را انتقال میدهند. (پالس، 1385، ص344)
نمادها با ادیان رابطه نزدیکی دارند؛ دین به ماورای ماده مربوط است و نمادهای دینی، نشانههایی هستند که در قالب محسوس به عالم نامحسوس اشاره دارند. (کاظمی، 1390، ص129) به اعتقاد تیلیش، اصلیترین قابلیت نمادهای دینی، «اشاره کردن به ماورای خویش»، «قدرت شفابخشی»، «هماهنگی گروههای اجتماعی» و «مشارکت در واقعیت آن امری است که بازمینمایانند». (تیلیش، 1375، ص39)
2. معنا (Meaning)
مفهوم معنا، ارتباط نزدیکی با مفهوم نماد دارد. معنا از طریق نمادها منتقل میشود که ابزارهای حامل آن هستند. معنا در حقیقت، آن چیزی است که در نظام فرهنگی جامعه و در تار و پود روابط اجتماعی تعبیه شده و از این رو، تحلیل آن نمیتواند مطابق یک علم تجربی و در جستوجوی قوانین انجام گیرد، بلکه باید از طریق یک علم تفسیری و در جستوجوی معنا انجام شود. (گیرتز، 1973، ص21 به نقل از فکوهی، 1386)
3. مناسک شیعی (Shi‘i Rituals)
خصوصیت دوگانه مناسک، مبنی بر تمایز با دیگر کنشها و رفتارهای عادی روزمره از یکسو و تنیده بودن در رفتارها و کنشهای عادی روزمره از سوی دیگر، تعریف آنها را با مشکل و ابهام روبهرو میسازد. اما این ابهام، نمیتواند دلیل انکار وجود این رفتارها و کنشهای ویژه باشد. این ابهام، سبب شده است که بهجای عرضه یک تعریف کلی برای مناسک، بیشتر به عرضه مشخصههای مشترک آنها همچون: سنتی بودن (Traditional)، نمادین بودن (Symbolic)، تکراری بودن (Repetitive)،کلیشهای بودن (Stereotype) و... پرداخته شود. Grimes, 2000, p.261))
مناسک در میان پیروان همه ادیان، به صور مختلف اجرا میشود و در میان مسلمانان و به ویژه شیعیان، اشکال متنوعی از آن وجود دارد؛ از جمله: زیارت، توسل، شفاعت، نماز جماعت، وقف، نذر، اعتکاف، قربانی کردن، صدقات، جشنها و آیینهای عزاداری و سوگواری و همچنین نمایشهای آیینی مثل تعزیه، نخلگردانی و غیره. مناسک در اکثر این موارد، به گونه جمعی برگزار میشوند. بدین ترتیب، مناسک شیعی عبارتند از: مجموعه اعمال و کنشهای نمادین و منظمی که اعضای یک گروه مذهبی به نام شیعیان، به طور مکرر و در مقاطع زمانی نسبتاً ثابت در ارتباط با امر قدسی انجام میدهند و در طی آن ایمان و احساس دینی برای آنان ایجاد میگردد. (تقیزاده داوری، 1386، ص15)
4. نخل
نخل به لحاظ واژهشناسی، به معنای درخت خرما یا خرمابُن و مجازاً به معنای درخت و نیز درختچه مومی و تزیینی است. در فرهنگ عامه، کنایه از قد و قامت بالا و نام تابوتوارهای چوبی است که در عزای امام حسین(ع)، به ویژه در روز عاشورا، بر دوش میکشند و در دستههای عزاداری میگردانند. (دهخدا، 1373، ج13، ص19787)
احتمالاً چون در قدیم این تابوتواره را از چوب درخت خرما میساختند که چوبی نرم و بسیار انعطاف پذیر بوده است و بدنههای پیش و پس آن را با شاخههای این درخت میساختند که حالتی خمیده و کمانی دارد، در حاصل، به "نخل" شهرت یافته است. همچنین میتوان احتمال داد که این تابوتواره به سبب تقدس و حرمت درخت خرما، در فرهنگ ایران "نخل" نامیده شده است؛ زیرا همچنان که درخت نخل در ذهن دینی مردم بر مفهوم تنوین حیات و باروری، بیمرگی و جاودانگی و قدرت و استقامت دلالت داشته، تابوت نیز متضمن مفهوم قداست، قدرت و جاودانگیِ تجلی نیروی قدسی و اراده خداوندی به شمار میرفته است. (همان، ص19789)
دوم: چارچوب نظری
برچسب:
نویسنده: آرین کوهی